خدايا

عيد  است و دلم خانه ويرانه، بيا /  اين خانه تکانديم ز بيگانه ، بيا

 يک ماه تمام مهيمانت بوديم /  يک روز به مهماني اين خانه بيا

عيد فطر بر شما مبارک

.

.

.

 به حکم مرجع اعلم که عشق نامش هست

 لب تو فطريه اش بوسه هاي کشدار است !

.

.

.

برگ تحويل مي کند رمضان / بار توديع بر دل اخوان

 يار ناديده سير، زود برفت/  دير ننشست نازنين مهمان

 ماه فرخنده روي برپيچيد /  و عليک السلام يا رمضان

عيد رمضان بر شما مبارک

.

.

.

خوش بر کسي که سفره نشين خدا بود

از هرچه غير خواسته ي او گر ، جدا بود

درب کلاس درس خدا چون گشوده شد

خوش بر مطلبي که قبول انتها بود

عيد شما مبارک

.

.

.

عيد آمد و عيد آمد با نقل و نبيدآمد

 رمضان مبارک رفت اين فطر سعيد آمد

 دنيا شده يکسر گل هرگوشه پرازبلبل

 هر خاک شده بستان چون نور اميدآمد . . .

.

.

.

هزاران آفرين بر جانت اي ماه / روان عاشقان قربانت اي ماه

مبارک باد ماه عشق بازان / که بنشينند در ايوانت اي ماه

مبارک باد عيد روزه داران / نکويان جهان مهمانت اي ماه . .

.

.

نغمه ريزيد غياب مه نو آخر شد

باده خرم عيد است که در ساغر شد

روز عيد است ، سوي ميکده آييد به شکر

که ببخشند هر آنکس که در اين دفتر شد . . .

عيد سعيد فطر بر شما مبارک

.

.

.

تا که چشمم باز شد ديدم که يارم رفته است / ماه مهماني تمام و مه‌نگارم رفته است

با گل اين بوستان تازه انسي داشتم /  گرم گل بودم که ديدم گلعذارم رفته است

عيد شما مبارک

.

.

.

خدايا

اين همه روزه بگيريم, گشنگي بکشيم, آخرشم پول بديم تا قبول شه !؟

آخه اين چه مهموني بود !؟

عيد فطر مبارک !

.

.

.
.


بر ملک دلم روي تو خورشيد شود /  بر جان و دلم عشق تو اميد شود

 مي نوش يکي جام سلامت اي دوست / خوش باشي و هرروز توچون عيد شود . . .

.

.

.

عيد صيام آمد و ماه صيام رفت /  لطف تمام آمد و فيض تمام رفت

 شد عيد فطر و لطف خدا باز تازه شد /  گرد غم گناه ز جان عوام رفت

.

.

.

عيد فطر ضيافتي است براي پايان اين ميهماني

عيد فطر پاداش  افطارهاي خالصانه و بجاست

عيد فطر قبولي انفاقهاي به قصد قربت است

عيد فطر پايان نامه دوره ايثار و گذشت است

.

.

.

خدايا

سي شب به تو التماس کردم / اين لحظه جواب طالب ام من

خواهي بنواز و خواه رد کن/احسان و عتاب طالب ام من  . . .

.

.

.

اي ماه صيام ارچه مرا خود خطري نيست‌ /  حقا که مرا همچو تو مهمان دگري نيست‌

اي داده به باد اين مه بابرکت و باخير / مانا که‌ت از اين آتش در دل شرري نيست‌ . . .

.

.

.

بگذشت مه روزه و عيد آمد و عيد آمد / بگذشت شب هجران معشوق پديد آمد

آن صبح چو صادق شد عذراي تو وامق شد / معشوق تو عاشق شد شيخ تو مريد آمد

.

.

.

براي خسته ي بد حال بوسه اي بفرست

 به جاي فطريه امسال بوسه اي بفرست

 ميار هديه که بسيار دست و پاگيرست

 هلاک آن دو لبم ، حال بوسه اي بفرست

.

.

.

عيد آمدو خنده به لبان شد

 در ساز دلم شاد و روان شد

از تشنگي وسوزنخوردن

 گوهربه کلامم رمضان شد

.

.

.

مژده که رسيد دعوت دوست

 مهماني دوست وه چه نيکوست

عيد رمضان بهار جان هاست

 جاني که چنان علي خدا جوست

.

.

.

منّ شوال علينا / و حقيق بامتنان

 جا باقصف و بالعز /  فو تعزيد القيان

 او في الاشهر لي / ابعدها من رمضان

معني :

ماه شوال بر ما منت گذاشت، پس سزوار سپاس است.

با شادي و نغمه بانوان آمد. با‌وفاترين ماهها براي من،

همان دورترين آنان از رمضان مي باشد.