فرا رسيدن اول آوريل، و روز ?? بدر

روز دروغهاي شاخدار را به صاحب اصلي اين روز

يگانه معنا کننده ي واژه ي “دروغ” در جهان هستي و جانشين خلف پينوکيو

تبريک و تهنيت عرض مي نماييم !

.

.

.

آهاي سيزدتون بدر

دشمناتون در به در

رفقاتون گل به سر

گرفتارياتون زود بدر

خوشيهاتون هزار برابر

.

.

.

 

ساقي گل و سبزه بس طربناک شده ست / درياب که هفته‌ي دگر خاک شده ست

مي نوش و گلي بچين که تا در نگري / گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست

(با آرزوي روزي شاد در کنار طبيعت)

 





نمي دونم چي شد سيزده بدر شد / گوشم از جيغ و داد و نعره کر شد

به ياد تعطيلات رفته از دست / غم و غصه کنارم همسفر شد

از آجيل شب عيد مونده تخمه / تموم پسته ها زير و زبر شد

رو پيچ و تاب سبز سبزه ي عيد / گره از بخت ما هم کور تر شد

عروس تنگ من ، زنداني عيد / از آن قصر بلوريش به در شد

دروغ سيزده هر ساله ي ما / عجب عيدي به نيکويي بسر شد !

.

.

.

با سلام

کلاسهاي آموزشي سبزه گره زني آغاز شد !

گره ازدواج

گره کنکور

گره جدايي !

گره ملواني !

دوبل گره !

گره کور !

با تضمين بروارده شدن آرزو !

(گارانتي تا سيزده سال بعد !)

.

.

.

به غروب ??بدر فک کن  . . .

(ستاد زهرمار سازي عيد) !

.

.

.

رو پيچ و تاب سبز سبزه ي عيد

گره از بخت ما هم کور تر شد

دروغ سيزده هر ساله ي ما

عجب عيدي به نيکويي بسر شد !

.

.

.

ببين ميخوام يه پيزي بگم بهت ولي حساس نشيا !

امسال اگه خودت رو هم گره بزني به سبزه فايده نداره !

تو خودت کمپاني نحسي هستي !

.

.

.

سبزه رو از سفره بگير / ماهي را با خودت بيار

وقتشه بيرون بزنيم / سيزدهمين روز بهار


.

.

.

الهي قربونت برم که انقدر نازي ! مثل سبزه ي عيد ميموني

انشالله اين سيزده به در بجاي سبزه انقدر گره بزننت که ديگه باز نشي

به هر صورت سکه دو رو داره !

.

.

.

سلام خوبي ؟ يه چيزي ميخواستم بگم

پارسال اون همه سبزه گره زدي هيچي نشد

بيا امسال درخت گره بزن شايد فرجي شد !

.

.

.

يه آرزو بکن:  –>///////

حالا يه سبزه گره بزن

ايشالا بهش برسي !!!

.

.

.

تو رو خدا فردا جايي قرار نداز ميخوام سيزده رو فقط با تو باشم

آخه با بدون تو اصلا صفا نداره

اينم از دروغ سيزده من !

.

.

.

اگه قرار باشه دروغ سيزده رو در مورد من بگي چي ميگي؟

قبل از اينکه براي يکي ديگه بفرستي جواب منو بده

.

.

.

دمت گرم بابا.خيلي با حالي

اولين گوسفندي هستي که دلت طاقت اورد و سبزه ها رو تا سيزده نخوردي !

.

.

.

و تو ميروي ، بي من ، که گره بزني ، سبزه ي تمام خاطره هامان را

و دور کني از خودت ، تمام مرا . . .

سيزده فرصت خوبي است

براي دور کردن نحسي